خانه » مذهبی » شعر و اشعار در مورد شهادت امام حسن مجتبی + عکس نوشته

شعر و اشعار در مورد شهادت امام حسن مجتبی + عکس نوشته

متن روضه و مرثیه درباره شهادت امام حسن مجتبی

شعر و اشعار در مورد شهادت امام حسن مجتبی + عکس نوشته (1)

شعر مرثیه امام حسن مجتبی (ع) _ علی اکبر لطیفیان

بیچاره دستی که گدای مجتبی نیست

یا آن سری که خاک پای مجتبی نیست

بر گریه ی زهرا قسم مدیون زهراست

چشمی که گریان عزای مجتبی نیست

وقتی سکوتش این همه محشر به پا کرد

دیگر نیازی به صدای مجتبی نیست

در کربلا هر چند با دقت بگردی

چیزی به جز عشق و صفای مجتبی نیست

کرب وبلا با آن همه داغ مصیبت

همپایه ی درد و بلای مجتبی نیست

طوری تمام هستی اش وقف حسین شد

انگار قاسم هم برای مجتبی نیست

او جای خود دارد در این دنیا مجال ِ

رزم آوری بچه های مجتبی نیست

یا اهل العالم ما گدای مجتبائیم

ما خاک پای خاک پای مجتبائیم

آیا شده بال و پرت افتاده باشد

در گوشه ای از بسترت افتاده باشد

آیا شده مرد جمل باشی و اما

مانند برگی پیکرت افتاده باشد

آیا شده در سن وسال کودکی ات

جایی ببینی مادرت افتاده باشد

آیا شده در لحظه های آخرینت

چشمت به چشم خواهرت افتاده باشد

من شک ندارم که عروس فاطمه نیست

وقتی به جانت همسرت افتاده باشد

آیا شده سجاده ات هنگام غارت

دست سپاه و لشگرت افتاده باشد

مظلوم و تنها و غریب عالمین است

گریه کن غم های این بی کس حسین است

.شعر و اشعار در مورد شهادت امام حسن مجتبی + عکس نوشته (2)

شعر مرثیه امام حسن مجتبی (ع) _ محمد علی بیابانی

اینکه از زهر جفا جای به بستر دارد

طشتی از خون دل خویش برابر دارد

چشمهایش به در و منتظر آمدنیست

زیر لب زمزمه مادر مادر دارد

جگرش سوخته از یک غم و یک غربت نیست

داغ ارثیست که در سینه مکرر دارد

زهر تنها کس و کار دل او گشت اگر

یادگاریست که از کینه همسر درد

پیش چشمش که توانسته بروی منبر

_ رود و دست به سبّ پدرش بردارد؟!

لحظه های سفرش در بغلش می گیرد

چادری را که بوی یاس معطر دارد

آرزو داشت نمی دید در آن کوچه تنگ

مادرش روی زمین لاله پرپر دارد

گفت با گریه حسینم… تو دگر گریه مکن

که حسن میرود و سایه خواهر دارد

آه… لایوم کیوم تو که در صحرا کیست؟

جسم صدچاک تو از روی زمین بردارد

شعر و اشعار در مورد شهادت امام حسن مجتبی + عکس نوشته (3).

شعر مرثیه امام حسن مجتبی (ع) _ مصطفی صابر خراسانی

کسی که صحن خانه اش گلــیم بود

چهـــارمین صـــراط مســتقــیم بـود

خـــدا نبود اگــــر چـــه او کریـــم بـود

همان که کــــم صداش می کنیم بود

کرامــــتش بـــه غربتــش نمـی رسد

و دســت هـــم به تربـتش نمی رسد

دو چشم نه دو چشمه ی شراب ساز

کـــه ذره پـــرورنــــد و افــتا ب ســاز

سریــــع الســــتجابه مستـجاب ساز

سکـــوت کــــردن تـــــو انقـــلاب ساز

و زیــــر گنـــــبد کبــــــود کــربــــــلا

نبـــــود صــــــلح تـــــــو نبــود کربلا

چــــقدر از تـــــو کــم غــزل نوشته اند

لــــب تـــــو را پـــر از عسل نوشته اند

تـــــو را دلــــــاور جمـــــل نوشــته اند

کــــه دشــــمنان تــو را اجل نوشته اند

به معـــــرکـــه کـــم از عــلی نداشتی

سپـــــاه و لـــــشکری ولـــی نداشتی

شهــــید کـــوچه بودی و شـهید کشت

رخ کــــبود و گیـــــسوی ســـپید کشت

تــــو را یکـــــی دو روز قـــبل عید کشت

زنـــــت تـــــو را بــــه خـاطر یزید کشت

تـــو زخـــــم از زبـــــان شــهر خورده ای

تــــو اولیـــــن امـــــام زهــــر خـورده ای

.شعر و اشعار در مورد شهادت امام حسن مجتبی + عکس نوشته (4)

شعر مرثیه امام حسن مجتبی (ع) _ وحید قاسمی

سايه ي دستي ميان قاب چشمان ترش

چادرخاكي زهرا بالش زير سرش

رنگ خون پاشيده بر آيينه ي احساس او

لكه هاي سرخ روي گوشوار مادرش

اين دم آخربه ياد ميخ در افتاده است

خانه را آتش زند با روضه ي پشت درش

لخته ها را پاك مي كرد از لب خشكيده اش

زينب خونين جگر با گوشه هاي معجرش

برخلاف رسم سرخ كشتگان راه عشق

رفته رفته سبزتر مي شد تمام پيكرش

با نظر براشك قاسم گفت: واي از كربلا

نامه اي را داد با گريه به دست همسرش

روضه ي «لايوم» مي خواند غريب اهلبيت

كربلايي ها چه گريانند در دوروبرش!

چشم اميدش به قد وقامت عباس بود

ايستاده با ادب ساقي كنار بسترش

پانزده − سه =

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است