بروزترین » مذهبی » شعر و متن مداحی شب قدر + شعر شب 19 , 21 , 23 ماه رمضان

شعر و متن مداحی شب قدر + شعر شب 19 , 21 , 23 ماه رمضان

متن نوحه برای شب قدر / شعر و اشعار شب نوزدهم ماه رمضان

شب نوزدهم ماه مبارک رمضان

در کوفه محشر شد به پا

آه و واویلا آه و واویلا

فرق علی گشته دو تا

آه و واویلا آه و واویلا

واویلا واویلا…

محراب و منبر لاله گون

آه و واویلا آه و واویلا

مسجد شده دریای خون

آه و واویلا آه و واویلا

حاجتش روا شد

مهمان زهرا شد

واویلا واویلا…

او جلوه ی سعادت است

بر خودش سوگند بر خودش سوگند

او کشته ی عدالت است

بر خودش سوگند بر خودش سوگند

گویم با چشم تر

مولانا یا حیدر

واویلا واویلا…

فُزت و ربّ الکعبه اش

آتش دل بود آتش دل بود

شمشیر زهر آلوده در

دست قاتل بود دست قاتل بود

ملائک گریانند

دلخون و نالانند

واویلا واویلا…

**********************

**********************

شب ۲۱ ماه مبارک

کتیبه پوشی گشته هر کوچه و بازار

شده شهید راه دین حیدر کرار

بگوییم با زهرا

واویلا واویلا…

واویلا واویلا…

مولا در اوج محنت و غربت و غمها

با فرق بشکسته شده زائر زهرا

نبی بر سر زنان

فاطمه نوحه خوان

واویلا واویلا…

با دیدن زهرای خود یاد غم افتاد

یاد در و دیوار و هم قدّ خم افتاد

هجوم شعله ها

گریه ی بچه ها

واویلا واویلا…

**********************

**********************

شب ۲۳ ماه مبارک رمضان

مرثیه حضرت علی و گریز به مصائب عاشورا

شب بیست و سه از ماه خدا شد

شهر کوفه کربلا شد

دل عزادار داغ مرتضی شد

شهر کوفه کربلا شد

غصه دار داغ بابا

زینب است و امّ کلثوم

زیر لب با گریه گویند

رفتی ای بابای مظلوم

سیّدی علی علی جان…

جمله دارند ازین ماتم عظمیٰ

دیده ی تر اهل عالم

در نبودِ علی قرآن بگیرند

بر روی سر اهل عالم

ناله اش مظلوم علی شد

هر دل محزون عاشق

رفته دیگر به زیر خاک

پیکر قرآن ناطق

سیّدی علی علی جان…

شب قدر است و دل گرفته شورِ

نینوایی نینوایی

میشود هر دل مُحبّ مولا

کربلایی کربلایی

یک علی در کوفه خورده

بر سرش شمشیر اَعدا

یک علی هم کربلا شد

جسم پاکش اِرباً اِرباً

سیدی مولا حسین جان…

**********************

**********************

امیر المؤمنین علیه السلام

ای آیینه ی یکتا،بی مثلی و بی همتا

نور و قدرِ قرآن،مولا یا علی جان

حیات و ممات من،اهدنا الصّراط من

ای روح نمازم،ای اوج نیازم

ای بال و پر هستی،هستی سَرور هستی

هستی حجت الله،یا خلیفةَ الله

نور چشم طاهایی،دلگرمی زهرایی

جان زینبینی،ابوالحَسَنینی

معنای عدالت تو،خورشید هدایت تو

صومی و صلاتی،کشتی نجاتی

حقّ نور عین خود،لب تشنه حسین خود

ما را هم دعا کن،اهل کربلا کن

اربعین نصیب ما،کربلا نما آقا

کنیم سِیرِ جاده،با پای پیاده

**********************

**********************

فعل مرا دیدی ولی چیزی نگفتی

بنده همان بنده ، خدا مثل همیشه

از ما توسل از تو لطف و دست گیری

آقا همان آقا ، گدا مثل همیشه

***

ممنون از اینکه دست ما را رو نکردی

مثل همیشه باز هم ستار بودی

چه خوب شد در معصیت مرگم نیامد

ممنون از اینکه باز با ما یار بودی

***

با این گناهانی که من انجام دادم

باور نمیکردم که دستم را بگیری

تو آن قدر لطف و کرامت پیشه ای که

روزی هزاران بار توبه میپذیری

***

جا مانده بودم تو مرا اینجا رساندی

من خواب بودم تو مرا بیدار کردی

وقتی سحر های مناجاتت نبودم

آن شب به جای من ، تو استغفار کردی

***

آن قدر خوبی ِ مرا گفتی به مردم

آنقدر که حتی خودم هم باورم شد

آه ای کرامت پیشه دیدی آخر کار

این مهربانی های تو دردسرم شد

***

هر چند از دست خودم دل گیرم اما

احساس دلتنگی در این شب ها نکردم

سوگند بر سجاده خانوم رقیه(س)

من مهربان تر از خودت پیدا نکردم

***

در را به روی ما گنه کاران نبندید

ما هم دلی داریم گرچه رو سیاهیم

گفتند اینجا بار عصیان میپذیرند

دیدیم بیش از عالمی غرق گناهیم

علی اکبر لطیفیان

راهنما

5 × پنج =

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است