بروزترین » مذهبی » شعر و متن های زیبا درباره ولادت حضرت فاطمه روز زن + عکس

شعر و متن های زیبا درباره ولادت حضرت فاطمه روز زن + عکس

شعر در وصف حضرت فاطمه زهرا / شعر و اشعار میلاد حضرت فاطمه زهرا

سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر
قرآن، همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان بر همه زنان عالم مبارک باد . . .

–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–

سرای احمد امشب رشک طور است / زمین و آسمان غرق سرور است
نهد پا در جهان دخت محمد-ص /  به راهش از جهان گلریز حور است . . .

–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–

میلاد دختر نبوت ، همسر ولایت ، مادر امامت ، برشما مبارک باد . . .

–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–

زهرا که از فروغش عالم ضیا گرفته / دین نبی ز فیضش نشو و نما گرفته
مریم زمکتب او درس حیا گرفته / جشنی به عرش اعلی بهرش خدا گرفته . .

–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–

بیستم ماه جمادی
این ندا دادی منادی
آمده هنگام شادی
فاطمه از مام زادی
و مادر تمام شیعیان بر شما و تمام ایرانیان مبارک باد.
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–

شد جهان پرشور و غوغا
صفحه ی گیتی مصفا
بیت احمد طور سینا
پانهد زهرا-س به دنیا
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–

چه گویم در مقام تو , تو ای روح اهورایی , تو نور چشم خورشیدی
تو زهرایی , تو زهرایی . . .

–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–

میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل
صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
و هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر
را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم . . .

–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–

**************

فاطمه يعني ستون اهل بيت    فاطمه يعني بتون اهل بيت

فاطمه يعني حديث حق نور       فاطمه يعني تمام عشق شور

فاطمه يعني عصاي اهل بيت     فاطمه يعني عطاي اهل بيت

**************

بر آينه ي جمال داور صلوات                       بر آبروي آل پيامبر صلواتبرفاطمه اي كه شد به شانش نازل                از سوي خدا سوره كوثر صلوات

**************

بر نور خدا عصمت كبري صلوات          بر دخت نبي ام ابيها صلوات

بر آن كه بود شفيعه روز جزا               همتاي علي حضرت زهرا صلوات

**************

بر كوثر خاتم النبين صلوات         بر همسر سيد الوصيين صلوات

بر فاطمه محبوبه ي ذات ازلي         بر حجت حق بر آل ياسين صلوات

**************

زهرا كه وجودش سبب خلقت ماست     صد شكر كه نور مهر او قسمت ماست

فرمود امام عسكري در وصفش           ما حجت خلق و فاطمه حجت ماست

**************

زهرا كه رهش به جان و دل مي پوييم             با لطف خدا رضايتش مي جوييم

تبريك ولايت گهر بارش را                            بر مهدي صاحب الزمان مي گوييم

**************

**************

**************

حسین علاءالدین
باران گرفت و سینه پر از عطر یار شد
بلبل غزل سرود و چمن بیقرار شد
پیچید در طبیعت دنیای خاکیان
عطر تبسم تو و نامش بهار شد
تنها به شوق بوسه زدن بر عبای تو
هر قاصدک به دوش نسیمی سوار شد
ای کاش جایگاه خودش را به من دهد
آن ذره ای که بر سر راهت غبار شد
هر شاعری فرزدق و دعبل نمی شود
هر کس که خاک پای تو شد شهریار شد

.

.

علی اکبر لطیفیان
زلال
نشسته ام بنويسم كه بال يعني تو
عروج كردن سمت كمال يعني تو
نشسته ام بنويسم تصورت، هيهات
فراتراز جريان خيال يعني تو
محبت تو همان آيينه است و مهرت آه
تو آب و آيينه پس زلال يعني تو
ز برگ هاي تو بوي رسول مي آيد
گل محمدي بي مثال يعني تو
مسير رد شدنت را كسي نگاه نكرد
جمال زير نقاب جلال يعني تو
تو نور و نورٌ علي نور و خالق النوري
تو از تصور خاكي نشين ما دوري
تو آن دعاي رسولي كه مستجاب شدي
براي خانه ي خورشيد آفتاب شدي
يگانه دختر احمد شدن مراد نبود
براي ام ابيهايي انتخاب شدي
تو مرتضي نشده اين همه صدا كردي
تو مصطفي نشده صاحب كتاب شدي
علي به پاي تو شد ذره ذره آب و سپس
تو هم به پاي علي ذره ذره آب شدي
تو عادلانه ترين فيضي و دوتا نه سال
نصيب روح نبي و ابو تراب شدي
تو آفتاب رسولي و آسمان علي
تو روح سينه ي پيغمبري و جان علي
شب سياه بگيرد تمام دنيا را
اگر ز خلق بگيرند نام زهرا را
هزار سال به جز آستانه ي كرمت
نبرده ايم در خانه اي تمنا را
ز روي عاطفه خوابت نمي برد شبها
اگر روا نكني حاجت گداها را
قرار نيست به نان مدينه لب بزني
ز سفره ات نگرفتند رزق بالا را
براي آنكه مقام تورا نشان بدهند
نموده اند فراهم بساط فردا را
دل رسول خدا را اسير درد مكن
مگير از سخن خويش لفظ «بابا» را
بگو پدر که نبی را حیات میبخشی
ز درد و غصه دلش را نجات میبخشی
زمین بدون نگاهت تب بهار نداشت
شبیه کوه بلندی که آبشار نداشت
بعید نیست ببخشی همه قیامت را
نمیشود ز تو اینگونه انتظار نداشت
دعای پشت سر تو مراد مولا بود
وگرنه هیچ نیازی به ذوالفقار نداشت
بهشت،منزل توست اين همه طلب دارد
وگرنه هيچ كسي با بهشت كار نداشت
دوازده نخ وصله به چادرت ديدند
به ساده زيستيت عمر روزگار نداشت
همه جهيزيه ات بود چند ظرف گلين
تجملات براي تو اعتبار نداشت
شب عروسي خود ياد قبر افتادی
شكوه رخت نو ات را به سائلي دادي
بهشت هستي و عطر معطري داري
هميشه آب و هواي مطهري داري
به نيمي از نفست انبيا بزرگ شدند
تو از قديم دم ذره پروري داري
صحيفه ي تو تماما تنزل وحي است
از اين لحاظ تو قرآن ديگري داري
يتيم مكه بدهكار مهرباني توست
تو گردن پدرت حق مادري داري
يگانه علت غايي خلقتي زين رو
تو با تمامي خلقت برابري داري
ظهور ظاهرت انسان و باطنت حوراست
ولايتي كه تو داري ولايت كبراست
نبينم از نفست آه آه ميريزي
شبيه برگ گلي گاه گاه ميريزي
تو دست و سينه و پهلو مي آوري داري
به پاي شير خدايت سپاه ميريزي
ميان اينهمه درگيري اي شكسته غرور
به دست بسته ي مولا نگاه ميريزي
چقدر فكر حسيني به فكر گودالي
چقدر اشك بر اين بي پناه ميريزي
صداي كشته ي گودال را بلند مكن
به گيسويي كه كف قتلگاه ميريزي

راهنما

4 × 4 =

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است