بروزترین » آموزشی » موضوع انشا معلم / انشا زیبا در مورد روز معلم

موضوع انشا معلم / انشا زیبا در مورد روز معلم

 

از وقتی که پا به دبستان گذاشتم با موجود دلسوز و مهربانی به نام معلم آشنا شدم ….
او همچون شمع روشنی میسوزد تا به ما علم و دانش بیاموزد و ما راه زندگی و مسیر صحیح آینده خود را با کمک او پیدا کنیم ……
معلم مادر دوم ماست و مدرسه خانه دومی است که میتوانیم در آن خوبی ها را از بدیها تشخیص دهیم و آنچه را که نیاموختیم در آنجا بیاموزیم ………
این معلم است که ما را با کلمات آشنا میکند و فرق روشنایی و تاریکی … مهربانی و ظلم … نفرت و محبت را به ما می آموزد ………
او به ما یاد میدهد که چگونه در زندگی فردی مفید باشیم و با تلاش و کوشش باعث پیشرفت جامعه خود شویم  …….
او ما را با دنیای بزرگ آشنا میکند و تاریخ گذشتگان را به ما می آموزد تا از آن درس عبرت بگیریم و ما را با کوهها و دریا ها آشنا میسازد تا استقامت و عظمت را بیاموزیم …….
و ما همیشه تشنه یادگیری هستیم  ……
انسانها در طول زندگی احتیاج به یک معلم و راهنما دارند تا شمع راهشان گردد و آنها را از نادانی و جهل دور سازد ……….
پس بدانید که معلم شخص بزرگ و محترمی است که باید او را دوست بداریم و از گفتار و رفتار او درس زندگی بیاموزیم و فردی مفید برای کشور و ملتمان باشیم ………..

*******

*******

*******

معلم شعر شیرین شعرای شهر شادی را در گوش مرزهای محبت زمزمه کرده.او که در سخت ترین لحظات زندگی،سرود سرسبزی را در وجود سرو  سروده.معلم دل را دانا کرده و دنیا را به دست دانش آموزان گره  زده.معلم آواز عاشقان عالم را در آیینه خیالشان نمایان کرده و به آن روح  بخشیده.معلم جهان را جاودانه کرده و رنگ سیاه را از دفتر دل پاک نموده و جوهری به رنگ سپید به آن زده است.

ای معلم،می خواهم با تو سخن بگویم که با تمام توانایی ات تارهای وجودم را به صدا در آوردی و خواندن غزل با خدا بودن را به من آموختی.دست هایت را می بوسم و فرشی از گل هایی به هفت رنگی رنگین کمان در زیر پاهایت می اندازم.سوی چشمانت را به نور چلچراغ روشن می کنم،قدومت را روی سرم جا می دهم و لبانت را آذین می بندم تا بگویم بهار دلم با تو شکوفه زد و خزان زندگی ام با تو بی رنگ شد.

ای معلم،امروز می خواهم برای همگان بگویم تو که بودی و چگونه بودی و چگونه آموختی؟می خواهم بگویم که چگونه آزاده بودن را توشه راهم کردی و جوهر وجودم را آکنده از مهر نمودی و به من گفتی همیشه به یاد خدا باشم تا دنیایم را لبریز از شادی ببینم و از کفر و کذب دوری کنم.

ای معلم می خواهم چشمانم را به چشمه چشمان مهربانت بدوزم.اگر به عشق دیدار تو نبود ،هرگز از خواب بیدار نمی شدم.دوستت دارم.

راهنما

9 − هفت =

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است