بروزترین » آموزشی » 2 موضوع انشا در مورد خانواده + تحقیق در مورد خانواده

2 موضوع انشا در مورد خانواده + تحقیق در مورد خانواده

انشا درباره خانواده / مقاله در مورد خانواده

انشا خانواده

خانواده عبارت است از تشکیل کوچکی است که در نتیجه زیست با همی یک عده از انسان ها به میان می آید. و این تشکیل کوچک به مثابه قسمتی از جامعه خویش شمرده می شود.

این مجموعه کوچک عبارت است از پدر، مادر، کودک یا کودکان. که همه به اساس یک هدف مشترک که عبارت از منفعت زندگی مشترک، درد و غم مشترک و خلاصه تمامی مزایای زندگی مشترک، نیازمند یکجا زیستن بوده اند. و همچنان اعضای این محیط مشترک را یک رشته نامرئی مهم و مقدس با هم پیوند داده است که به نام عاطفه و همخوانی یاد می شود.

خانه و خانواده مرکز یک کانون پاک و منزهی است که دو انسان از جنسیت های مختلف با رشته زرین و مقدس ازدواج، زندگی خود را به هم گره زده اند.

آنها در چتر مستحکم وفا و صمیمیت با هم چون تن واحد نزدیک و محیط حیات مشتکر خود را با به وجود آوردن فرزند یا فرزندان، بیش از پیش تقدس، گرمی و زیبایی بخشیده اند.

.

.

.

.

انشا خانواده

خانواده به عنوان اولین کانونی که فرد در آن قرار می‌گیرد دارای اهمیت شایان توجهی است. اولین تأثیرات محیطی که فرد دریافت می‌کند از محیط خانواده است و حتی تأثیرپذیری فرد از سایر محیطها می‌تواند نشأت گرفته از همین محیط خانواده باشد. خانواده پایه گذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده ، اخلاق ، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی بر عهده دارد.

نوزاد در خانواده به دنیا می‌آید و اولین تعاملات خود را با محیط آغاز می‌کند. در این کانون اولیه اولین تأثیر و تأثرات متقابل آغاز می‌شود و کودک کم کم در فرآیند رشد و اجتماعی قرار می‌گیرد.

کودکانی که در این سنین از لحاظ عاطفی و امنیتی در خانواده تأمین نمی‌شوند به انواع مشکلات مبتلا می‌شوند. مشکلات این کودکان اغلب با شیطنتها ، دروغگوییها و حرف نشنیدنهای ساده شروع می‌شود و با توجه به وضع نابسامان خانواده به بزهکاریها و جنایات بزرگسالی منتهی می‌شود. سخت گیری زیاد والدین یا بی‌توجهی آنها ، یا ننر و لوس بار آوردن کودک و برآورده ساختن کلیه نیازهای منطقی و غیر منطقی او ، شخصیت سالمی را به بار نخواهد آورد. سلامت خود خانواده ، تعادل شخصیتی والدین و آشنایی آنها به اصولی که می‌تواند محیط خانواده را سالمتر سازد، بسیار حائز اهمیت است.

.

.

.

.

 

تحقیق در مورد خانواده

خانواده در جامعه روستایی ایران نه تنها کانون پرورش کودک، محل انس و الفت زناشویی و مرکز انتقال بسیاری از میراثهای فرهنگی، ارزشهای اجتماعی، هنجارهای اجتماعی و آداب و رسوم و سنتهای کهن است؛ بلکه در عین حال یک واحد تولید اقتصادی می باشد که بخش عمده ای از نیازهای زندگی خانوادگی را از طریق تولید داخلی تأمین

می نماید.

در خانواده روستایی میان گروه خانوادگی و سازمان تولید زراعی نوعی همبستگی موجود است. به بیان دقیقتر گروه خانوادگی و سازمان تولید زراعی به گونه ای در هم آمیخته است که بر روی هم واحدی منسجم و پیوسته را به وجود می آورد.

همه اعضای خانواده از مرد و زن و کودک و پیر و جوان، در فرایند فعالیتهای تولیدی نقش دارند و هر کدام وظیفه ای و نقشی را عهده دار می باشند. می توان اعتقاد داشت هر یک از اعضای خانواده روستایی در حد و اندازه توانایی خود سهمی خاص از کار و تولید را بر عهده دارند. از طرف دیگر و در قبال این، خانواده به عنوان تولیدکننده نیازهای اعضای خود، وظیفه دارد هزینه زندگی اعضای خود را نه در ازای نقش و سهمی که در امر تولید بر عهده دارند، بلکه به اندازه نیازشان ـ هر چه باشد ـ تأمین کند.

در خانواده روستایی نوعی تعدد نقشها به چشم می خورد. پدر، گذشته از وظیفه پدری و خانوادگی که هدف آن برقراری و حفظ ارتباط عاطفی، صمیمانه و نزدیک با اعضای خانواده است، وظیفه مدیریت واحد تولیدی خانگی را نیز بر عهده دارد، محاسبات مالی واحد تولیدی را انجام می دهد و همچنین خرید و فروش و مبادلات اقتصادی از جمله وظایف پدر خانواده می باشد. علاوه بر این، او وظیفه آموزش اعضای کوچکتر خانواده را نیز ایفا می نماید. یا اینکه آموزش در هر سطح تحت نظارت مستقیم او انجام می گیرد و فرزندان به طور مستقیم میراثهای فرهنگی گذشتگان را از طریق او می آموزند. پدر در واقع وسیله انتقال میراث فرهنگی گذشتگان به آیندگان و نسل کنونی است و این انتقال در جامعه روستایی به طور عمده از طریق کانون خانوادگی به صورت عملی و به طور مداوم انجام می پذیرد.

به همان گونه که پدران در خانواده در زمینه آموزش پسران نقش مهمی را بر عهده دارند و از طریق نظارت و راهنمایی، فرزندان را تا زمان استقلال و اداره کردن واحد تولیدی خانوادگی به طور جداگانه هدایت می نماید. مادران نیز در زمینه آموزش دختران نقش سازنده ای دارند و از طریق آموزش عملی کارهای زنانه را به تناسب الگوهای فرهنگی جامعه به دختران می آموزند.

زن در خانواده روستایی وظایف خانوادگی و تولیدی را با هم انجام می دهد. یعنی مانند سایر زنان، همسر، مادر و خانه دار است ولی در عین حال نقش تولیدکننده را نیز دارد. ماهیت کار زن روستایی با کار زنان در سایر بخشها تفاوت کلی دارد. زیرا هم از لحاظ نحوه عرضه کار و هم از لحاظ میزان و تعداد ساعات کار و کیفیت و همچنین به دلیل مرارتها و مشکلات، دارای آن چنان ویژگیهایی است که قابل مقایسه با کارهای صنعتی یا خدماتی نمی باشد. زنان در بعضی کشورها در اداره امور مزرعه با شوهران خود همکاری نزدیک دارند و حتی در بعضی موارد به دنبال مرگ ناگهانی شوهر و یا غیبت اجباری و یا ناتوانی جسمی مرد، زن موظف به اداره امور مزرعه می شود.

فروش تولیدات لبنی خانگی، تولیدات حاصل از طیور و حیوانات اهلی، تولیدات حاصل از صنایع دستی و حتی بعضی محصولات درختی و صیفی را زنان انجام می دهند. وجود بازارهای هفتگی و یا حتی بازارهای دایمی روزانه، خود دلیل و نشانه بارز نقش زنان در فعالیتهای تجاری و فروش تولیدات روستایی است. این گونه درآمدهای حاصله از فعالیت شخصی زن روستایی، موقعیت خاصی در داخل خانواده به وی می بخشد. به لحاظ اقتصادی، خانواده کشاورز در حقیقت یک واحد تولیدی را تشکیل می دهد که در آن زن صرفا خانه دار نیست؛ بلکه در

عین حال نقش یک کارگر کشاورزی را بر عهده دارد. اطفال نیز به مجرد رسیدن به سن کار در فعالیتهای مزرعه مشارکت داشته و سالمندان نیز تا زمانی که قدرت کار کردن داشته باشند به فعالیت ادامه می دهند.

خانواده روستایی به قولی «یک دکان عطاری است» که در آن از هر چیز به مقدار کم به منظور گذران چرخ زندگی تولید می شود. این تعدد و تنوع فعالیتهای اقتصادی هر چند ناچیز باشد اما در هر حال کار و فعالیت همه اعضای خانواده از اجزای لاینفک این چرخه محسوب خواهد شد.

خانواده روستایی از لحاظ شکل و ترکیب اعضای آن دارای انواع مختلفی است. مطالعات مربوط به ساختار اجتماعی جامعه روستایی حاکی از آن است که هر چند در این جامعه اشکال مختلفی از خانواده وجود دارد اما بزرگترین نسبت خانواده ها را خانواده نوع هسته ای تشکیل می دهد.

شکلهای خانواده روستایی

1ـ خانواده هسته ای (زن و شوهری):

این خانواده ها از پدر، مادر و فرزندان ازدواج نکرده تشکیل می شوند که به طور عمده

فرزندان پس از ازدواج از خانواده پدری خارج شده و خود به طور مستقل و جداگانه خانواده ای را تشکیل می دهند. اما این خانواده های نوظهور دربسیاری موارد تحت حمایت مالی پدران خود قرار دارند. از خانه پدری به منظور سکونت استفاده می کنند و یا از زمین پدری برای زراعت بهره می گیرند و معاش خانواده خود را تأمین می نمایند.

از انواع خانواده هسته ای، خانواده زن و شوهری بدون فرزند است. قابل ذکر است که تعدادی از خانواده های هسته ای را خانواده پدر ـ مادری تشکیل می دهند. این خانواده وقتی به وجود می آید که فرزندان ازدواج کرده و خانواده پدری را ترک گویند. تعداد این گونه خانواده ها بسیار اندک است.

2ـ خانواده گسترده:

عبارت از نوعی خانواده است که در آن فرزندان پس از ازدواج در خانه پدری می مانند و از زمین پدری به منظور تولید استفاده می کنند. خانواده گسترده دارای ویژگی خاصی است و خود می تواند به دو گونه تقسیم شود. نوع اول، خانواده گسترده ای است که از پدر، مادر و فرزندان ازدواج کرده و بدون نوه تشکیل می شود. و نوع دوم، خانواده گسترده ای است که علاوه بر افراد مذکور، نوه ها را هم در بر می گیرد.

3ـ خانواده زن و شوهری با ملحقات:

در این قبیل خانواده ها علاوه بر اعضای اصلی (پدر، مادر و فرزندان) خویشاوندان

دیگری چون پدرشوهر، مادرشوهر، مادرزن و یا سایر خویشاوندان، با اعضای اصلی خانواده در زیر یک سقف زندگی می کنند و تغذیه مشترک دارند. به نظر می رسد که این پدیده به خاطر این است که در خانواده های روستایی قدرت اقتصادی در دست پدر است و این امر خود حاکی از این واقعیت است که خانواده روستایی بازمانده خانواده پدرسالاری قدیم است و به گونه ای خانواده پدری توسعه یافته هم نامیده می شود.

4ـ خانواده از هم پاشیده یا ناقص:

نوعی خانواده است که فاقد یکی از دو عضو اصلی خانواده، پدر یا مادر و یا هر دوی آنها باشد. از آنجا که این گونه خانواده ها فاقد کارکرد تولیدمثل می باشند به آنها خانواده ناقص یا از هم پاشیده می گویند.

در میان اشکال مختلف خانواده روستایی، خانواده گسترده، هر چند بر اثر شرایط اقتصادی روز به روز از تعداد آن کاسته می شود؛ در خور توجه ویژه ای است. اصولاً موجودیت خانواده گسترده و بقاء آن در شرایط کنونی با عواملی چند در ارتباط است که مهمترین آنها عبارتند از:

1ـ عامل اقتصادی: وجود خانواده گسترده در میان زارعان و بویژه زارعانی که به نسبت دارای زمین بیشتر و وسیعتری می باشند و یا به فعالیتهای متنوعی همچون زراعت، دامداری، باغداری و صنایع دستی می پردازند امری طبیعی است.

2ـ عامل فرهنگی: کمبود و دشواری راههای ارتباطی، دور بودن از شهرها و انزوای فرهنگی برای پاره ای از جوامع روستایی سبب شده است که بسیاری از ارزشهای اجتماعی جامعه محفوظ بماند و به علت وجود سنتها و اطاعت و فرمانبرداری کوچکتر از بزرگتر و

وجود سازگاری روانی میان افراد، امکان زیست چند نسل در کنار هم میسر باشد و همین عامل برای وجود خانواده گسترده امکان بیشتری فراهم می آورد.

3ـ عصبیت خویشاوندی: وجود عامل عصبیت و همگرایی که موجب انسجام افراد می شود می تواند از حفظ و پایداری خانواده گسترده و برخورداری خویشاوندان از ویژگیهای آن، عامل مؤثری به شمار رود. در میان پاره ای اجتماعات که عصبیت خویشاوندی نیرومندتر است خانواده گسترده نسبت بیشتری وجود دارد.

وظایف متعدد خانواده گسترده به شکل روستایی آن را از سایر انواع خانواده متمایز می کند. اجتماعی کردن طفل، کنترل فرزندان، تأمین نیازهای مادی فرزندان، آموزش فرزندان، کمک به تشکیل خانواده برای فرزندان، تأمین آینده فرزندان، حمایت از پیران و از کارافتادگان و تولید اقتصادی از اهم این وظایف است. فرد روستایی کاملاً مطیع منزلتهای اجتماعی است و منزلت فرد، بستگی به خانواده دارد.

اصولاً در جوامع روستایی و عشایری، واحد عمل اجتماعی و اقتصادی به جای فرد خانواده است. همه چیز به خانواده تعلق دارد و خانواده به عنوان یک عامل واحد در صحنه اجتماع و اقتصاد وارد عمل می شود و بقای آن هم به کوشش دسته جمعی همه افراد وابسته است. بنابراین تا وقتی شخصی در کنار و در زیر چتر حمایت خانواده به سر می برد تنها به عنوان عضوی از یک کل تلقی می شود و هویت و اعتبار او وابسته به اعتبار خانواده اش می باشد. در یک چنین رابطه ای روح فردگرایی در اعضا رشد نمی کند و همه به کار و تلاش دسته جمعی و تعاون و همبستگی بین خود خو می گیرند و خویشتن را در غم و اندوه اعضای دیگر سهیم می دانند.

راهنما

سه × 5 =

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است